تبليغاتX
کاغذها

کاغذها

گاه نوشت های امیرمهدی حکیمی

این بود احساس امام در این دوران طولانیِ طاقت فرسایِ جان کاهِ رنج آورِ دردمند. او در این هزارو اندی سال در محاسره است، در محاسره رنج های فردی و اجتماعی بشری و ... .

مروری باید کرد بر تاریخ این سال های طولانی، و نگریست چه فجایعی که رخ نداده است؛ و امام شاهد تمامی آنها بوده و رنج آنها را برده است. تاریخ را کمی با هم ورق بزنیم و به آوردگاه های جنگ های سلیبی سری بزنیم و ببینیم که چه جنایت ها که صورت نگرفت و خون ها که ریخته نشد. چه بسیار فرزندانی که یتیم شده و زنانی که بی همسر شدند. شهر ها ویران گشت  و کتابخانه ها که سوزانده شد و دانش های مکتوب از دست رفت.

از سوی دیگر لشکری خون خوار از شرق آسیا به راه افتاد. آری مغولان آمدند و هر چه بر سر راهشان بود نابود ساختند. شهر ها، آبادی ها، کشت زارها، خانه ها، کتابخانه ها و همه چیز را ویران کردند تا بدانجا که از نیشابور، مهد تمدن آن روزگار و مرکز دانشگاه هایی مهم چونان نظامیه نیشابور و شهر اندیشمندان و متفکران بزرگ چیزی باقی نماند و سرها از تنها جداشد و شهر به ویرانه ای بدل گشت، به همراه یتیمان و بی خانمانان و زنانِ مرد و فرزند از دست داده و به اسارت  و کنیزی رفته. این جنایت رنج آور سال ها ادامه داشت و رنج هایش نیز.

از شرقی ترین نقطه کره خاکی ژاپن و سپس چین و کره گرفته تا هند و ایران و عراق و لبنان و فلسطین و کشور های آفریقایی و اروپا  تا غربی ترین نقطه زمین آمریکا و آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی تمامی این سال ها و قرن ها،امام شاهد جنایات فجیع و دردناک بوده است که ما یا در تاریخ آنها را خوانده ایم و یا خود در این سال ها شاهد آن بوده ایم.

جنایات کشورهای استعماری در مستعمره های خود از هند گرفته تا شاخ آفریقا و آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی. هنوز نظام نژادپرست آفریقای جنوبی از یادها نرفته است و تلاش ها و رنج ها و زندان رفتن های انسان های آزاده در خاطره ها باقی است.

به بردگی بردن انسانها،روزگاری با به بیگاری کشیدن سیاهان و مظلومان رخ می نمود و رنج و غصه انسان های آزاده بود و قرن ها ادامه داشت و امروز نیز در قامت هایی جدید رخ می نمایاند. به بردگی بردن جنسی زنان و دختران کشورهای جهان سومی برای ارابان زر و زور، از شرق تا غرب. و بردگی بزرگ تر این روزگار، بردگی انسان ها در لابه لای چرخ  دنده های سرمایه داری مدرن.

آن روزگار که این تمدن مدرن درغربی ترین و طلایی ترین مکان خویش شکل می گرفت؛ به بهای نسل کشیِ بزرگ ساکنان مادری سرزمین های غربی آن بود. آری نسل کشی سرخ پوستان آمریکا در تمامی قاره شمال و جنوب.

جنگ های پیاپی و نسل کشی های متناوب در این چند قرن اخیر به اوج رسیده است. جنگ هایی که گام از محدوده ها فراتر گذاشته و جهانی گشته است و در تمامی جهان ویرانی به راه انداخته و فجایع بزرگ بشری را رقم زده. آری جنگ جهانی اول  و دوم فجایعی بی مانند خلق کرد همانند بمباران هیروشیما که هیچ گاه از حافظه بشریت پاک نخواهد شد؛ اتفاقی که هنوز دردها و رنج های بشری آن به پایان نرسیده است.

ویتنام، جنگ ها و نسل کشی های قاره سیاه، کشتار مسلمانان بوسنی، بیش از نیم قرن نسل کشی رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی، جنایات رژیم بعثی عراق و صدام، حمله آمریکا به افغانستان و عراق، جنگ 33 روزه لبنان و امروز غزه و فردا ... و باز استفاده از صلاح های کشتار جمعی، بمب های شیمیایی، فسفری، میکروبی و ... .

این همه درد و رنج گوشه از آن چیزی است که در این بیش از دوازده قرن بر قلب امام مهربانی ها هجوم آورده است. رنج بی خانمانی انسان ها بر اثر حوادث طبیعی و غیر طبیعی، گرسنگی محرومان در تمام جهان از قاره سیاه تا میان محرومان هند و پا برهنگان آمریکای جنوبی و... یتیم شدن کودکان و نوجوانان و رنج های ناشی از آن، بی کاری و دردهای پدرانی که روی برگشت به خانه را با دست تهی ندارند، رنج جوانانی که توان ازدواج ندارند، درد و رنج بیماران، آبروی از دست رفته ورشکستگان، گرسنگی شکم های تهی از هیچ، نگاه خالی بیماران روانی، سرگشتگی انسان ها در این دنیای وا نفسا و این همه بی عدالتیِ امروز و دیروز و روزگاران گذشته (به تمامی معنای بی عدالتی)و ... رنج ها و دردهایی است که بر قلب امام مهربانی ها می رسد. امامی که از مادر مهربان تر است چگونه این دردها را تحمل می کند و بر قلب او در این روزگاران چه می گذرد هیچ به آن اندیشیده ایم؟

به اطراف خود بنگریم و ببینیم که هر رنج و غصه ای از نزدیکترین نزدیکانمان تا دورترین انسان ها به ما، درد و غصه این امام ازمادر مهربان تر است و از آن بدتر هر درد و رنجی که ما برای انسانی دیگر بر پا کنیم درد و رنجی بر دردها و غصه های امام افزوده ایم. چگونه می شود منتظر بود و هر روز جمعه دعای ندبه خواند و آرزوی دیدار روی او را داشت و از کنار این رنج ها بی صدا گذشت و یا خود رنجی شویم بر این قلب دردمندو رنج دیده از روزگار. هیچ به این اندیشیده ایم؟!

« هزارو خورده و اندی ست

   مغول ها

   نیزه ها در دست

   جنگ ها

   بر پا

   بمب ها

   در راه

  سیاهان

   بردگی رفته

   و سرخانِ به تاراجِ تمدن رنگ و رو رفته

   شکم هایِ تهی از هیچ

   و سرهای گران از پول

   و دستان تهی از نور

   و ...

   صبح و شام

   می ایستند، در پیشِ چشمانت.

   و ما تنها

   کارِمان ندبه است ... »

امام مهدی (ع) این آتش درون و انبوه رنج های خویش را در دعایی چنین نجوا می کند و از این همه غصه پرده بر می دارد و سوز و شور و اشتیاق  و انتظار وصف ناپذیرِ خود را برای نجات انسانیت مظلوم و بشریت در بند چنین ترسیم می کند:

امام مهدی(ع):

... الهی الهی، اَینَ اَینَ کفایَتُک الّتی هی نُصرةُ المُستضعفین مِن الاَنام، و اینَ اینَ عِنایتکَ الّتی هی جُنَّةُ المُستَهدَفین لِجَورِ الاَیّام. اِلیَّ اِلیَّ بها یا رَبّ نَجِّنی من القومِ الظالمین. اِنّی مَسَّنی الضُّر و انت ارحمُ الراحمین. مولای تَری تَحیُّری فی اَمری، و تَقَلُّبی فی ضُرّی، وانطِوایَ علی حُرقَةِ قلبی، حَرارَةِ صَدری، فَصلّ یا ربِّ علی محمدٍ و آل محمدٍ و جُدلِی یا ربِّ بما انتَ أهلُه، فَرَجاً و مَخرجاً، و یَسِّرلی یا ربّ نَحوَ البُشری مَنهجاً... (الصحیفة المهدیة/ 35-36)

-         ... خداوندا! خداوندا! کجاست؟ کجاست؟ کفایت تو (بندگانت را) که همان یاریگر مستضعفان است.

و کجاست؟ کجاست؟ عنایت تو که سپر هدف قرار گرفتگان بیداد روزگاران است. (این کفایت و عنایت را) ای پروردگار به من ارزانی دار!

و مرا از ستمکاران رهایی بخش، به من زیان رسیده است و تو مهربان ترین مهربانی ای مولای من! سرگردانی مرا در کارم و گرفتاریم را در آزارها می بینی، و می نگری که در آتش و سوز سینه در هم آمیخته ام. پس ای خداوند بر محمد و آل محمد درود فرست، و به شایستگی خود، رهایی و گشایشی ببخشای، و راه رسیدن به مژده ها و شادی ها را بگشای...

پس خوب بنگریم که آیا ما منتظریم؟ که اگر منتظریم باید هر یک، به قدر خویش رنجی و دردی از قلب مبارک امام برداریم هر چند اندک نه آنکه خود رنجی بسازیم و دردی بیافرینیم که دیگر انتظارمان دروغین است.


نویسنده : امیر مهدی حکیمی ساعت 18:43 تاریخ دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
دسته بندی :

لینک مطلب