تبليغاتX
کاغذها

کاغذها

گاه نوشت های امیرمهدی حکیمی

من یک مرغ دریاییم

من می خواهم یک مرغ دریایی باشم

روزها، ساعت ها، دقیقه ها، ثانیه می گذرد و من ...

مدت هاست که چیزی ننوشته ام. وبلاگم پر است از هیچ. تهی است. واین سکوت، دنیای من است. دنیای تنهایی من.

می خواستم درباره سفری بنویسم که دنیای دیگری دارد و حرف های زیادی برای گفتن. اما توان نوشتن نبود.

امشب اجرای نمایش " سرهنگ و پرندگان" در جشنواره نمایشنامه خوانی بود. نمایشی که دوست بسیار عزیز و هنرمندم محمد جواد استادی ترجمه متن و کارگردانی آن را به عهده دارد. پس از مدت ها دیدن این نمایش زیبا و اجرای زیباتر آن مرا از لاک دلتنگی هایم در آورد و حال و هوایم را دگرگون ساخت. و وادار به نوشتنم کرد.

نمایشنامه زیبا، طراحی صحنه متفاوت، موسیقی مناسب، و اجرای بسیار جذاب و هنرمندانه بازیگران، چنان بود که هر چه زمان می گذشت بیشتر در اثر فرو می رفتی و غرق در آن می شدی و هیچ گذر زمان را نمی فهمیدی. باید به کارگردان آن برای این کار قوی در این شهر که خالیست از چنین کار هایی تبریک گفت و منتظر اجرای اصلی این کار شد.

اما آنچه می خواهم بنویسم حرف هایی است از سفری که بسیار متفاوت است.

دنیای مجازی دنیای عجیبی است. چندی پیش که گام در این دنیا گذاشتم هیچ فکر نمی کردم که دوستان زیادی پیدا کنم، تا چه رسد به اینکه، این دوستان نادیده چنان در وجود من جای گیرند و علاقه ایجاد شده به آن میزان باشد که در سفری که خود را از یاد می بری اینان را از یاد نبری.

در تمام طول این سفر و در لحظات خاص که انسان متحول می شد به یاد دوستان دنیای مجازی خود بودم با نام و نشانی که می شناختمشان و لو این نام و نشان نیز مجازی باشد. این مسئله برایم بسیار جالب بود که تمامی شما دوستان در خاطرم بودید حتی دوستانی که اندک زمانی از آشنایی مان بیش نمی گذشت.

یاسر میردامادی- دوستی قدیمی- ، علیرضا مازاریان، زهرا عرب، مریم**، محرمعلی خان،حامد بهشتی، امیر راعی، محمود مقدسی، عباس سرشته، مهدی قاسمی، محمدرضا ملایی،  محمد طاهری و...

زیباست دوستی های دنیای مجازی.

حرف های دیگری درباره این سفر و آنچه دیده ام خواهم نوشت.   

 


نویسنده : امیر مهدی حکیمی ساعت 1:55 تاریخ جمعه بیستم مهر 1386
دسته بندی :نوشتارها

لینک مطلب