چند تن از دوستان خوب(محمود مقدسی:سیب - زهرا عرب:اندیشه کن - امیر راعی فرد:مهر ایران - مصطفی:خروس قندی - مرضیه:بدون سانسور - مجید ادیبی:اتاق روشن - زهرا:اسرار نهان) به مناسبت روز فردوسی و سخنان جناب وزیر چیز هایی نوشته بودند من هم چیزکی نوشتم اما به دلیل بروز مشکل در وبلاگ قبلی ام مانده بود اکنون آن را می آورم شاید خواندنی باشد.
بنام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
فردوسی، جنگ ، ملیت، شاهنامه، عربیت، اسلام، زبان فارسی، ایدئولوژی، صلح، دفاع و نمی دانم هزاران واژه دیگری که بدون تامل و تفکر دقیق و همه جانبه نگری در شاهنامه، بر زبان می آوریم؛ رنج آور است.
در این سرای پر گهر هرگاه به مسئله ای پرداخته می شود قرائت های شخصی و غیر کارشناسانه رواج داشته ودارد. فردوسی و شاهکار ادبی اش نیز از این برخورد به دور نمانده و آماج تاخت و تازهای فرهنگی قرار گرفته است. عده ای شاهنامه را نماد ایرانیت، ملیت، عربی زدایی و ... گرفته و او را سپر بلا قرار داده وبه نام او به اسلام تاخته اند و می تازند؟! و عده ای دیگربه فردوسی ِ نماد ایرانیت، ملیت، عربی زدایی و ... می تاخته و می تازند؟! و...
شاهنامه حکیم توس تنها کتاب قصه نیست، فلسفه هست، اخلاق هست، غزل هست، پند هست، اندرزهست، ...
نمی توان شاهنامه را کتاب جنگ خواند که شاید جنگ ها بهانه ای بوده اند برای بیان حقایق. آنچه برخی دوستان درباره سخنان وزیر ارشاد* در مراسم روز فردوسی نوشته اند، نظرات ادیب شهیر و زبان شناس استاد بدیع الزمان فروزانفررا به یادم آورد در کتاب – سخن و سخنوران – که چه استادانه سبک و اسلوب و محتوای شاهنامه را مورد بررسی قرار داده و از قضاوت های یک سویه پرهیز کرده است.
« اسلوب و روش نظمی شاهنامه از اسلوب قرآن گرفته شده و هر چه در آنجا از حیث بلاغت منظور و طرف بحث بلغاست اینجا تقلید و نظیر آن ایجاد می شود ...»** پس می توان گفت که فردوسی در خلق ادبی شاهکار خود وام دار ادبیات قرآنی است. و نه تنها در اسلوب ادبی که در مفاهیم و معارف بلندی که در شاهنامه آورده است از قرآن و احادیث اسلامی بهره برده و وام دار آنان است« فردوسی از اخبار و احادیث اسلامی مطلع بوده و جای جای ترجمه آنها در شاهنامه دیده می شود.»*** این مطلب را که استادی چون فروزانفر مطرح می کند نشان از آن است که شاهنامه که شاهکار و افتخار زبان پارسی است – اگر چه ممکن است عربی زدگی برخی از شاعران و ادیبان آن روزگارو سلطه عربیت در قرن های آغازین حضور اسلام در ایران را مورد حجوم قرار دهد- اما خود وام دار و برگ و بار گرفته از فرهنگ غنی اسلامی است. و چه بسا اگر قرآن و احادیث اسلامی نبود شاهکار حکیم توس دیگر این غنای ادبی و حِکَمی را نداشت.
فردوسی مسلمانی است که از رفتار اعراب به ظاهر مسلمان حاکم بر فرهنگ ایرانی رنج می برده، و با استفاده از فرهنگ اسلامی ونه عربی، به فرهنگ ایرانی غنا بخشیده و شاهکاری ماندگار خلق کرده است. ودر یک کلام می توان گفت شاهنامه زاییده ایران اسلامی است.
*. گویا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب صفار هرندی در مراسم بزرگداشت روز فردوسی سخنانی گفته که برخی را رنجانده است. البته چون در آن جلسه نبوده ام نه می توانم موافقت کنم و نه مخالفت. و تنها می توانم بگویم از هر گونه یک سویه نگری بیزارم.
**. سخن و سخنوران،بدیع الزمان فروزانفر، انتشارات خوارزمی،چاپ دوم1350 ،ص 47 .
***. همان ماخذ،ص 48 .
پشت هیچستان
جایی است
پُرِ حرف
اما
همه اش بی مایه
همه اش تکراری
هر چه می خواهی
جایی نروی
بیهوده است
همه در
هیچستان
همه در هیچند
هیچی خود
همه در بود یکی
همه در او ...
وارد بلاگفا شدم، نام کاربری را نوشتم و پست وردم را وارد کردم. پیغام آمد که اشتباهی رخ داده است! دوباره، سه باره، هر چه تکرار کردم فایده ای نداشت که نداشت. روز فردوسی بود وآن پست مفصلی که نوشته بودم حیف شد. از آنروز به بعد دستهای من بسته بود و هیچ کاری نمی توانستم انجام دهم.تغییری در آدرس دادم و این وبلاگ را راه انداختم. امیدوارم دوستان خوبم باز به من سر بزنند.





لینک مطلب